پیامک اشعار طنز

بخت من خواب است بیدارش کنید

گر که بیمار است تیمارش کنید
ادامه مطلب
ادامه مطلب "شعر طنز گلایه از بخت"
خم شده پشت ما بیا پایین
با توام..نه .. شما! بیا پایین

ای مهندس, جناب! دکترجان!
اخوی! حاج آقا! بیا پایین
ادامه مطلب
ادامه مطلب "شعر طنز / محمد رضا ترکی"
گالش نیمه پاره ی چوپان

خلوت یک الاغ آخر کوه

دختران بدون آرایش

لهجه ی بچه های آن ور کوه
ادامه مطلب
ادامه مطلب "شعر طنز گالش نیمه پاره ی"
شاعری جذر و مد نمی خواهد !

شعر گفتن ، بَلَد نمی خواهد !

زور گفتن به هرکس و ناکس ،

راحت است و عدد نمی خواهد !
ادامه مطلب
ادامه مطلب "شعر طنز / شاعری جذر و مد نمی خواهد ! / از ناهید نوری"
طفل خود را گرفته دربر خویش

بود زن در قفای شوهر خویش

دوستی نوجوان رسید ز دور

گشت شوهر ز دیدنش مسرور
ادامه مطلب
ادامه مطلب "آرزوی ابوالقاسم حالت"
روزگار تو دگر گردد و کار تو دگر 
 که ز روز بد تو بر تو شدم یاد آور 
ای تو در دیده ی من ابهی من نور بصر 
 همه اعضایت تغییر کند پا تا سر 
ادامه مطلب
ادامه مطلب "بهترین شعری که از ایرج میرزا خوانده ام"
شب یلدا کـــه رفتم سوی خـانه                                      

 گرفتـــــــم پرتقــــــــال و هندوانه

خیـار و سیب و شیرینی و آجیل                                       

 دوتـــــا جعبه انــــــــــار دانه دانه
ادامه مطلب
ادامه مطلب "شعری طنز به مناسبت شب یلدا"
عبید زاکانی :
ز سوز عشق من جانت بسوزد
همه پیدا و پنهانت بسوزد
ادامه مطلب
ادامه مطلب "ز سوز عشق من جانت بسوزد"
خنده بر هر درد بی درمان دواست 
خنده آغـاز خـوش هـر مـاجراسـت

خنده را بر چهره چـون مهمان کنی 
صـورت خــود را اگـر خـنـدان کـنـی
ادامه مطلب
ادامه مطلب "خنده بر هر درد بی درمان دواست"
گور پدر این صندلی که می‌گوید:

«من یک‌نفره‌ام»!

هندسه عشق
ادامه مطلب
ادامه مطلب "شعر طنز هندسه عشق .......... - 450"
داشت عباس قلی خان پسری
پسر بی ادب و بی هنری

اسم او بود علی مردان خان
کلفت خانه ز دستش به امان
ادامه مطلب
ادامه مطلب "معروفترین شعر ایرج میرزا - عباس قلی خان"
میان محکمه آمد زنی که رخسارش
ز لاله سرخی آن بیش بود وصافی آن

کشاند در بر قاضی جوان شوخی را

که شاکی از عملش بود وبی صفایی آن
ادامه مطلب
ادامه مطلب "شعر طنز بوسه ی زورکی از ابوالقاسم حالت"
حاجی رجب از مکه چو برگشت به میهن
آورد   دوصد   گونه  ره آورد  به    خانه

اشیاء  گرانقیمت  و   اجناس نفیسی
کز حسن و ظرافت همه را بود نشانه
ادامه مطلب
ادامه مطلب "شعر طنز ابوالقاسم حالت"
شعر از : محمد جاوید

ای وای زدست روزگار قسطی

چون کرده مرا (یه) مایه دار قسطی

من هیچ نبودم و نمی دانستم

حتی زدن داد و هوار قسطی
ادامه مطلب
ادامه مطلب "شعر طنز روزگار قسطی"
ابیات سرودهّ مرا پس بدهید

مضمون ربودهّ مرا پس بدهید

هر واژهّ آن پاره ای از جسم من است

لطفا دل و رودهّ مرا پس بدهید!
ادامه مطلب
ادامه مطلب "شعر طنز دزدی شعر از محمد رضا ترکی"
عاشق شده بودیم که کاری بکنیم

دستی هم در گردن یاری بکنیم
ادامه مطلب
ادامه مطلب "شعر طنز"
دختری کرد سوال از مادر 
که چه طعم و مزه دارد شوهر
این سخن تا بشنید از دختر
انـدکــی کــرد تــامــل مـــادر
ادامه مطلب
ادامه مطلب "شعر طنز شوهر"
صدبار بدی کردی و دیدی ثمرش را
نیکی چه بدی داشت ...! که دیدی ثمرش را !

هر کس به تو بد کرد، نیاور تو به رویش
در فرصت مطلوب درآور پدرش را
ادامه مطلب
ادامه مطلب "شعر طنز صدبار بدی کردی و دیدی ثمرش را"
عشق ،یعنی که تکان خورده و سرپا بشویم

زورکی هم که شده در دل هم جا بشویم
ادامه مطلب
ادامه مطلب "عاشقانه ترین شعر طنز"