اشعار مریم حیدر زاده

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
عطر زرد گل یاس رو نمی خوام
نمره ی بیست آلاسو نمی خوام
من فقط واسه چش تو جون می دم
عاشقای بی حواسو نمی خوام
ادامه مطلب
ادامه مطلب "من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام"
یه دل دارم خدا داره 
زمین داره ، هوا داره 
میون دریای غمش 
کشتی و ناخدا داره 
ادامه مطلب
ادامه مطلب "یه دل دارم"
آخر یه روز دق می کنم فقط به خاطر تو 
دنیا رو عاشق میکنم فقط به خاطر تو
شب به بیابون می زنم فقط به خاطر تو
رو دست مجنون می زنم فقط به خاطر تو
ادامه مطلب
ادامه مطلب "به خاطر تو"
غصه نخور مسافر اینجا ما هم غریبیم
از دیدن نور ماه یه عمره بی نصیبیم 
فرقی نداره بی تو بهارمون با پاییز 
نمی بینی که شعرام همه شدن غم انگیز
ادامه مطلب
ادامه مطلب "غصه نخور مسافر"
دیدی ‌آخرش من و گذاشت و رفت 
از زمین قلبم رو بر نداشت و رفت 
دیدی آخرش من و دیوونه کرد 
واسه رفتن همینو بهونه کرد
ادامه مطلب
ادامه مطلب "دیدی آخرش"
سلام ای تنها بهونه واسه ی نفس کشیدن
هنوزم پر می کشه دل برای به تو رسیدن
واسه ی جواب نامت می دونم که خیلی دیره
بذا به حساب غربت نکنه دلت بگیره
ادامه مطلب
ادامه مطلب "تنها بهونه"
کاش وقتی زندگی فرصت دهد 
گاهی از پروانه ها یادی کنیم 
کاش بخشی از زمان خویش را 
وقف قسمت کردن شادی کنیم 
ادامه مطلب
ادامه مطلب "ای کاش ..."
ای ماجرای آبی پرواز تا خدا
ای انتهای مرز تمام گذشته ام
ای بی ریاترین نفس پاک یاس ها
با نام تو کتاب وفا را نوشته ام
ادامه مطلب
ادامه مطلب "تکرار بهار"
زیبا من چیا بگم عاشقی باورت می شه ؟

تو که خیلی بهتر از ما این چیزا سرت می شه

چشمای ناز تو که وا میشه ، آفتاب می زنه

تازه وقتی تو بگی صورتشو آب می زنه
ادامه مطلب
ادامه مطلب "زیبا من چیا بگم عاشقی باورت می شه ؟"
چشم توازکهکشان راه شیری هم سرست

پیش چشمان تو یاس ونازومریم پرپراست
ادامه مطلب
ادامه مطلب "چشم توازکهکشان راه شیری هم سرست"
میخوام یه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه

من باشم و تو باشی و یک شب مهتابی باشه

امشب می خوام از آسمون یاسای خوشبو بچینم

امشب می خوام عکس تو رو تو خواب گل ها ببینم
ادامه مطلب
ادامه مطلب "میخوام یه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه"
مث اون موج صبوری که وفاداره به دریا

تو مهی مثل حقیقت مهربونی مث رویا

چه قدر تازه و پاکی مث یاسای تو باغچه

مث اون دیوان حافظ که نشسته لب طاقچه
ادامه مطلب
ادامه مطلب "مث اون موج صبوری که وفاداره به دریا"
دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود

تو در کنار من بشینی؟ محال بود

هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود

چشمان مهربان تو پاک و زلال بود
ادامه مطلب
ادامه مطلب "دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود"
یه نفر خوابش میاد و واسه خواب جا نداره

یه نفر یه لقمه نون برای فردا نداره

یه نفر می شینه و اسکناساشو می شمره

می خواد امتحان کنه که تا داره یا نداره
ادامه مطلب
ادامه مطلب "یه نفر خوابش میاد و واسه خواب جا نداره"
اینقدر دوست دارم که تو کتاب جا نمی شه

پی چاره ام با حرفای الفبا نمی شه

من که هیچ ، ساعتمم دیوونته دروغ که نیست

تو از اون روزی که رفتی خوابیده ، پا نمی شه
ادامه مطلب
ادامه مطلب "اینقدر دوست دارم که تو کتاب جا نمی شه"