اشعار شیخ بهائی

بار الها، ما ظلوم و هم جهول
از تو می‌خواهیم، تسلیم عقول
زانکه عقل هر که را کامل کنی
خیر دارینی بدو واصل کنی
ادامه مطلب
ادامه مطلب "شیخ بهایی نان و پنیر - بخش ۱۵ - فی‌المناجات"
داشت هر ذاتی، چو در علم ازل
خواهش خود را به نوعی از عمل
بالسان حال کرد از حق سؤال
تا میسر سازدش در لایزال
ادامه مطلب
ادامه مطلب "شیخ بهایی نان و پنیر - بخش ۱۴ - فی مجانسة الذوات بالصفات"
هر یک از موجود، با طوری وجود
بهر او موجود شد، انسان نمود
بود امر ممکنی از ممکنات
در ازل ممتاز از غیرش به ذات
ادامه مطلب
ادامه مطلب "شیخ بهایی نان و پنیر - بخش ۱۳ - فی ماهیة الذوات"
هان، مدان بیگار تکلیفان عام
هان! مدان ضایع رسالات و پیام
باید اول آید از حق نهی و امر
غیر مختص، نه به زید ونه به عمرو
ادامه مطلب
ادامه مطلب "شیخ بهایی نان و پنیر - بخش ۱۲ - فی التکلیف والشوق"
می‌برد تا به خدمت ذوالمن
کش کشانش، دوشاخه در گردن
دو نهال است رسته از یک بیخ
میوه‌شان نفس و طبع را توبیخ
ادامه مطلب
ادامه مطلب "شیخ بهایی نان و پنیر - بخش ۱۱ - باقی سخن در توحید"
دست او، طوق گردن جانت
سر برآورده از گریبانت
به تونزدیکتر ز حبل ورید
تو در افتاده در ضلال بعید
ادامه مطلب
ادامه مطلب "شیخ بهایی نان و پنیر - بخش ۱۰ - در توحید"
ای لوای اجتهاد افراشته
روزهٔ هر روز، عادت ساخته
اهل وحدت را به شقوت کرده حکم
بسته‌شان در ربقهٔ صم و بکم
ادامه مطلب
ادامه مطلب "شیخ بهایی نان و پنیر - بخش ۹ - فی‌الفطره"
ای خوشا نفسی که شد در جستجو
بس تفحص کرد حق را کو به کو
در همه حالات، حق منظور داشت
حق ورا دانست، ناحق را گذاشت
ادامه مطلب
ادامه مطلب "شیخ بهایی نان و پنیر - بخش ۸ - فی‌التحقیق"
بی‌نمازی با یکی از اهل راز
خواست گوید علت ترک نماز
گفت : هر وقتی که کردم قصد آن
آفتی آمد به مالم، ناگهان
ادامه مطلب
ادامه مطلب "شیخ بهایی نان و پنیر - بخش ۷ - تمثیل"
ای که هستی، روز و شب، جویای علم
تشنه و غواص، در دریای علم
رفته در حیرت که حد علم چیست؟
از کتب، آیا کدامین خواندنی است؟
ادامه مطلب
ادامه مطلب "شیخ بهایی نان و پنیر - بخش ۶ - فی العلم وحده"
عقلها را داده ایزد اعتداد
مختلف اقدار بر حسب مواد
شعله‌ها هریک به حدی منتهی است
مشعلی از شمع جستن، ابلهی است
ادامه مطلب
ادامه مطلب "شیخ بهایی نان و پنیر - بخش ۵ - فی اختلاف العقول"
« مشورت می‌کرد، شخصی با یکی
تا یقینش رو نماید، بی‌شکی
گفت: ای خوشنام! غیر من بجو
ماجرای مشورت، با من بگو
ادامه مطلب
ادامه مطلب "شیخ بهایی نان و پنیر - بخش ۴ - قال المولوی المعنوی"
چیست دانی عقل در نزد حکیم؟
مقتبس، نوری ز مشکوة قدیم
از برای نفس تا سازد عیان
از معانی، آنچه می‌تابد بر آن
ادامه مطلب
ادامه مطلب "شیخ بهایی نان و پنیر - بخش ۳ - فی‌العقل"
عابدی از قوم اسرائیلیان
در عبادت بود روزان و شبان
روی از لذات جسمی تافته
لذت جان در عبادت یافته
ادامه مطلب
ادامه مطلب "شیخ بهایی نان و پنیر - بخش ۲ - حکایت"
ای که روز و شب زنی از علم لاف
هیچ بر جهلت نداری اعتراف
ادعای اتباع دین و شرع
شرع و دین مقصود دانسته به فرع
ادامه مطلب
ادامه مطلب "شیخ بهایی نان و پنیر - بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم"