پیامک سوزناک

تو صادقانه دروغ بگو

من عاشقانه کاری خواهم کرد

“ماه” همیشه پشت ابر بماند . . . !
399
من مانده ام با یاد تو

و بغضی که لگد می زند

بر حنجره ای پا به ماه . . .
400
هنوز ته مانده ی بوسه ات را روی لبم میمکم

هنوز ته مانده ی آغوشت را محکم بغل می کنم . . .
401
ادامه مطلب "اس ام اس سوزناک 60"
" سه نفر بودند ؛
چاقو کشیدند
فرار نکردم . . !
ایستادم
با مُشت گره کرده . .
یکی از پشت محکم زد به کمرم !
تمام تنم خون شد !! "
392
راستش . .
راستش دروغ گفتم
فقط
خواستم
با چشمان درشتت
زُل بزنی به شعرم . . همین . . 
393
راستی ، دروغ گفتن را نیز ، خوب یاد گرفته ام . . . !
” حال من خوب است ، خوبِ خوب . . . ”
394
ادامه مطلب "اس ام اس سوزناک 59"
هر که گفته فراموش می شود
دروغ گفته است
بهانه آورده است
تا شاید خودش را دلداری دهد.
فراموش نمی شود!
تا ابد می ماند قصه دلدادگی و عاشقی
حتی اگر متنفر شوی,دور شوی
باز هم هست!باز هم یک چیزی یک جایی تو را پرت می کند به تمام خاطرات خوب
و فقط حسرت باقی می ماند
385
مــــی گــــویــنــد ســـــاده ام ..!

مـــی گـــویـــنـــد تــــو مــــرا با یــک نــگــاه ..

یـــک لبـــــخـنـــد ..

بــه بــازی میـــــگیــــری ..!

مــــــی گـــــوینــــد تـــرفنــدهـــایت ، شـــیطنـــت هــــایت ..

و دروغ هایـــت را نمــــی فهمــــم ..

مــــــی گویند ســــاده ام ..!

اما مــــــــن فـــــقــــــط دوســـتـــــت دارم ..،

همیـــــــــن!

و آنــــها ایــــن را نمـــــــیفــــهمنــــد ..!!‬
386
از کسی که بهت دروغ گفته نپــــرس:
چـــــرا...؟
چون با یه دروغ دیگه قانعــــــت میکنه...!
387
ادامه مطلب "اس ام اس سوزناک 58"
نمیدانم “فرهاد” ازچه می نالید ؟؟؟ او که تمام زندگی اش “شیرین” بود !؟!؟!
378
انگشت نمای مردم شهر شده ام …
شیرین ندیده اند که تیشه به دست بگیرد و به سمت بیستون برود !
379
دیگر احتیاط لازم نیست ؛ شکستنی ها شکست …
380
ادامه مطلب "اس ام اس سوزناک 57"
زندگی نوشتنی زیاد داره  اما گاهی هیچی پیدا نمی کن بنویسی جز … سکوت …
371
چشمانم را به نابینایی میفروشم تا کسی را که دوست دارم با دیگری نبینم …
372
این روزها پرم از لحظه هایی که دوستشان ندارم …
373
ادامه مطلب "اس ام اس سوزناک 56"
می خواستم بمانم ، رفتم …
می خواستم بروم ، ماندم …
نه رفتن مهم بود و نه ماندن ؛ مهم من بودم که نبودم …
364
کاش میشد صداها رو هم کنار عکساشون قاب کرد روی دیوار …
365
سخت میترسیدم از اینکه من از نژاد شیشه باشم و شکستنی … او از نژاد جاده باشد و رفتنی …
آری روزها گذشت ؛ همان شد : او رفت و من شکستم …
366
ادامه مطلب "اس ام اس سوزناک 55"
این روزها هوای مرا نداری ، خفه نمیشوی ؟ بی هوای من !
357
همه مرا به خنده های با صدا می شناسند ، این بالش بیچاره ، به گریه های بی صدا !
358
ای که در دنیای من پیدا و ناپیدا شدی / چشمهای روشنم را عاشق و شیدا شدی
ای تو با رخش نگاهت بر دل من تاخته / این دل من ، رو بروی تو خودش را باخته
359
ادامه مطلب "اس ام اس سوزناک 54"
وقتی تو نیستی زندگی تعطیل میشه
کاش میشد زودتر بیایی
روزای تعطیل واقعا غم انگیزن !
350
قلبم فدای عزیزی که دنیایی از دلتنگی را به امید یه لحظه دیدنش به جان میخرم
351
با نگاهی هرس کن علف های هرز دلتنگی ام را
352
ادامه مطلب "اس ام اس سوزناک 53"
مهربانی زبانی است که برای کور دیدنی ، برای کر شنیدنی و برای لال گفتنی است
343
پاهایم را که در آب میزنم ، ماهی ها جمع میشوند
شاید اینها هم فهمیده اند که یک عمره طعمه ی روزگار بوده ام !
344
عطرهای خوب ، شیشه ی خالی شان هم بعد سال ها هنوز عطر می دهد
درست مثل جای خالی تو !
345
ادامه مطلب "اس ام اس سوزناک 52"
آنچه که چشم نمی بیند،دل غصه اش را نمی خورد.
336
اگر می خواهی مزرعه ی خوشبختی خود را توسعه دهی،خاک قلبت را هموار کن
337
از داخل باهوش باش و از خارج مسخرگی پیشه کن
338
ادامه مطلب "اس ام اس سوزناک 50"
اگر میخواهی بدانی چه بوده ای،بنگر که چیستی
329
خوشا آنان که در باب رفاقت،رفیقی با وفا مثل تو دارند
وگرنه رفیقان زبون باز،به بازار رفاقت بی شمارند
330
هر که دیوانه نشد از عشق تو عاقل نیست
آنکه نشناخت تو را معرفتش کامل نیست
331
ادامه مطلب "اس ام اس سوزناک 49"
دیروز در دادگاه دلم، مغز من قاضی بود، متهم قلبم بود، جرم من عشقم بود، عشق من یاد تو بود، (آیا) حق من اعدام بود؟؟؟
322
هی قناری بیچاره!
بیهوده بال و پر نزن برای رهایی از قفس
اینجا سرزمین کرکسهاست،
به عقاب هم رحم نمی کنند،
تو که هیچ.
323
دور می اندازم

خودکاری را

که برای شعرهایم

از تو خط بگیرد
324
ادامه مطلب "اس ام اس سوزناک 48"
می گفتند: " سختی ها نمک زندگــــــی است " ؛ امّا چرا کسی نفهمید که " نمــــــک " برای من که خاطراتم زخمی است ، شور نیست ؛ مزه " درد" می دهد !
315
نشانی ام عوض نشده !
هنوز در همین خانه ام ، فقط دیگر زندگی نمی کنم …
316
کاش میدانستم چه کسی این سرنوشت را برایم بافته
آنوقت به او میگفتم یقه را آنقدر تنگ بافته ای
که بغضهایم را نمیتوانم فرو بدهم !!!
317
ادامه مطلب "اس ام اس سوزناک 47"
گاهی خوب است آدم بداند وقتش رسیده “دست بکشد” و “رها کند” و قبول کند که جنگیدن بس است …
گاهی باید بگذاری سرنوشت بیاید ، روزگار خودی نشان بدهد و همه چی دست به دست هم دهد تا اوضاع رقم بخورد و تو ساکت و سرد تنها ورق بخوری !
308
ما گول خوردیم وقتی گفتند “سلام سلامتی می آورد” ؛ ما از همان روز که به عشق گفتیم “سلام” تا به امروز تب کرده ایم !
چه سلامی ؟ چه علیکی ؟ ما جوابی هم از عشق نگرفتیم …
309
به بهانه دیدن باران ، آمدم به سوی تو ، به بهانه اینکه به یادت هستم در زیر باران قدم زدمو ای کاش تو در آن لحظه در کنارم بودی……
310
ادامه مطلب "اس ام اس سوزناک 46"
سنگین تر از آنم که با گریه سبک شوم …
301
گریه کردن و خرد شدن کافی نیست ، در جواب رفتن تو باید مرد !
302
شاید گوشم بدهکار نباشد ولی قلبم تا دلت بخواهد ورشکسته است …
303
ادامه مطلب "اس ام اس سوزناک 45"