پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع)

دستی رسید بال و پرم را کشید و رفت
از بال من شکسته ترین آفرید و رفت
خون گلوی زیر فشارم که تازه بود
با یک اشاره روی لباسم چکید و رفت
بد کاره ای به خاک مناجات سر گذاشت
وقتی صدای بندگی ام را شنید و رفتادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 23"
موسی شدی که معجزه ای دست وپا کنی
راهی برای رد شدن قوم، وا کنی
زنجیر های زیر گلویت مزاحم اند
فرصت نمی دهند خودت را دعا کنی
ادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 22"
سالها کنج قفس تنها و بی غمخوار بودم
لحظه ها را می شمردم در غم دیدار بودم
هر سحر با ضربه ی سیلی نمودم روزه آغاز
زیر آماج لگد در لحظه ی افطار بودم
گرچه زندانبان مرا میزد به نامردی ولیکنادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 21"
هر شاعری‌ست در تب تضمین چشم تو
از بس سرودنی‌ست مضامین چشم تو

چشم جهان به مقدمت ای عشق روشن است
از اولین دقایق تکوین چشم تو
ادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 20"
در دل امید و به لب ها صلواتی دارم

مرگ همسایه دیوار به دیوار من است

منم آن زنده که هر شب سکراتی دارم

هشت معصوم عیان شد ز مصیبات تنمادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 19"
این مردمان که قلب خدا را شکسته اند

دائم غرور آینه ها را شکسته اند

خورشید را روانه ی زندان نموده اند

و حرمت امام منا را شکسته اندادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 18"
جا به جا گر نشود سلسه بد می چسبد

آن چنانی که محال است دگر وا شدنش


نفسش وقت مناجات چه اعجازی داشت

زن بدکاره به یک باره عوض شد سخنش
ادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 17"
آه هر چند غل جامعه بر پیکر داشت

بر تنش باغ گل لاله و نیلوفر داشت

مثل گودال دچار کمی جا شده بود

فرقش این بود فقط سایه ی بالا سر داشت
ادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 16"
بر روی لب هایت به جز یا ربنا نیست
غیر از خدا ، غیر از خدا، غیر از خدا نیست

زنجیر ها راه گلویت را گرفتند
در این نفس بالا که می آید صدا نیستادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 15"
آن زمانی که دل مهیا شد
دفتر غم مقابلم وا شد

تا که آنرا ورق زدم دیدم
نهمین صفحه نام موسی شدادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 14"
اشکِ زنجیر به حال بدنم می ریزد
گریه بر بی کسی زخم تنم می ریزد

آسمان راه گلوی قفسم را بسته
عرق بال من از پیرهنم می ریزدادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 13"
خورشید کبود و نیلی و مخمل کوب!
دیدیم تو را چه دیر در سمت غروب

در مغرب شانه های ترکان سیاه
بی غسل و کفن به روی یک تخته ی چوب
ادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 12"
آن که عالم همه در دست توانایش بود
مرکز دایره غم دل دانایش بود

هفتمین حجت معصوم ز ظلم هارون
چارده سال به زندان ستم جایش بودادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 11"
آن که در کنج قفس مرگ طلب کرده منم
هم چو شمعی شده از جور و جفا آب تنم

روزها پیش دو چشمم چو شب تاریک است
هم دم و هم نفسی نیست مرا جز رَسَنم
ادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 10"
ای شام تیره با مه انور چه می کنی؟
با اختران منظره گستر چه می کنی؟

گسترده ای تو پرده ای از ابر بر زمین
با آفتاب صبح منور چه می کنی؟
ادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 9"