پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع)

در سایه سار کوکب موسی بن جعفریم

ما شیعیان مکتب موسی بن جعفریم


فیضش به گوشه گوشه‌ی ایران رسیده است

یعنی گدای هر شب موسی بن جعفریمادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 38"
کسی که بوسه زند عرش، آستانش را

قضا به گوشه زندان نهد مکانش را

کسی که روح الامین است طایر حرمش

هجوم حادثه بر هم زد آشیانش راادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 37"
آن که عالم همه در دست توانایش بود

مرکز دایره غم دل دانایش بود

هفتمین حجت معصوم ز ظلم هارون

چارده سال به زندان ستم جایش بودادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 36"
من در این زندان به جرم عشق یار افتاده ام

بهر حفظ دین و کسب و افتخار افتاده ام

در مقام سر نوشتم چاره جز تسلیم نیست

برگ زردم در مسیر جویبار افتاده امادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 35"
چاه زندان قتلگاه یوسف زهرا شده

چشم یعقوب زمان در ماتمش دریا شده

اختران اشک جارى ز آسمان دیده گشت

چون نهان ماه رخش در هاله غم ها شده
ادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 34"
دیشب درون محبسِ بیداد هارون

مى گفت موسى با رضایش قصه خون

دیشب پدر را سر به دامان پسر بود

چشم پسر محو تماشاى پدر بودادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 33"
سالها کنج قفس تنها و بی غمخوار بودم

لحظه ها را می شمردم در غم دیدار بودم

هر سحر با ضربه ی سیلی نمودم روزه آغاز

زیر آماج لگد در لحظه ی افطار بودم

گرچه زندانبان مرا میزد به نامردی ولیکنادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 32"
موسی شدی که معجزه ای دست وپا کنی

راهی برای رد شدن قوم، وا کنی

زنجیر های زیر گلویت مزاحم اند

فرصت نمی دهند خودت را دعا کنی
ادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 31"
اشک زنجیر به حال بدنم می ریزد
گریه بر بی کسی زخم تنم می ریزد
آسمان راه گلوی قفسم را بسته
عرق بال من از پیرهنم می ریزد
روی شلاق به من واشده و می خندد
آب مجروح ز زخم دهنم می ریزدادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 30"
من در این کنج قفس غوغاى محشر مى ‏کنم
پیروى از مادرم زهراى اطهر مى‏کنم
کاخ استبداد را بر فرق هارون دغل
واژگون با نعره ‏ى اللّه اکبر مى‏کنم
تا زند سیلى به رویم سندى از راه ستمادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 29"
بارالاها سیر شد از زندگانى جانم امشب
تنگ گردیده دلم از دورى طفلانم امشب
چهارده سالست بى جرم و گنه زندانیم من
کن خلاصم دیگر از این گوشه ى زندانم امشب
باز کن زنجیر از پایم مسیب طى شد عمرم
گوشه ى زندان من بى کس بتو مهمانم امشبادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 28"
یوسف زهرا به زنان بلا افتاده بود
در کف هارون دون مرد خدا افتاده بود
روى خاک تیره جسمش آب شد مانند شمع
کز غمش آتش بجان ما سوى افتاده بود
گه به بغداد و گهى در بصره زندانى شده
گاه در تبعید دور از اقربا افتاده بودادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 27"
چشم گردون در عزاى موسى جعفر گریست
دیده ى خورشید بر آن ماه خوش منظر گریست
گر چه او پروانه ى حق بود اما همچو شمع
در مناجاتش ز هجر دوست پا تاسر گریست
ژرف زندان بهر او معراج قرب دوست بود
عاشق صادق ز هجران رخ دلبر گریستادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 26"
ندارد کس در این عالم دل زارى که من دارم
ندارد سینه‏ اى آه شرر بارى که من دارم
ندیده هیچ مظلومى چنین ظلمى که من دیدم
ندارد چشم گردون چشم خونبارى که من دارم
ندارد هیچ زندانى نگهبانى که من دارم
ندارد کس بعالم خصم خونخوارى که من دارم
شب و روزم بود یکسان ز تاریکى این زندانادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 25"
می خواستند داغ تو را شعله ور کنند
وقتی که سوختی همه را با خبر کنند
می خواستند دفن شوی زیر خاکها
تا زنده زنده از سر خاکت گذر کنند
می خواستند شام غریبان بپا کنندادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 24"