پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع)

مثل گودال دچار کمی جا شده بود
فرقش این بود فقط سایه ی بالا سر داشت

زحمت چکمه ی سنگین کسی را نکشید
ادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 470"
ترسی از فقر ندارند گدایان کریم
دست خالی نروند از در احسان کریم

حاجت خواسته را چند برابر داده است
طیب الله به این لطف دو چندان کریم

ادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 469"
مهر و مه گرچه رو به شاه نکرد
روز را از شب اشتباه نکرد

به کدامین گنه به زندان رفت
 او که در عمر خود گناه نکرد
ادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 468"
مثل یک تکه عبا روی زمین است تنش
آن قدر حال ندارد که نیفتد بدنش

جا به جا گر نشود سلسه بد می چسبد
آن چنانی که محال است دگر وا شدنش
ادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 467"
می مکد رشته های بی احساس
نیمه جانی که مانده در تن را

یک نفر هم نمیکند چاره
زخم زنجیر و زخم گردن را
**
ادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 466"
دستی رسید بال و پرم را کشید و رفت
از بال من شکسته ترین آفرید و رفت
خون گلوی زیر فشارم که تازه بود
با یک اشاره روی لباسم چکید و رفت
ادامه مطلب
ادامه مطلب " پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 465"
می خواستند داغ تو را شعله ور کنند
وقتی که سوختی همه را با خبر کنند
می خواستند دفن شوی زیر خاکها
تا زنده زنده از سر خاکت گذر کنند
ادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 464"
در گوشه ای شکسته ز آوار بی کسی
تنها اسیر و خسته و بی آشنا منم
یلدا ترین شب است شب این سیاه چال
پیر و نحیف و بی کس و بی همصدا منم
با خشت های سنگی و با میله های خویش
ادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 463"
ﺁﻫﺴﺘﻪ ﮔﺬﺍﺭﻳﺪ ﺭﻭﻱ ﺗﺨﺘﻪ ﺗﻨﺶ ﺭﺍ
ﺗﺎ ﻣﻴﺦ ﺍﺫّﻳّﺖ ﻧﻜﻨﺪ ﭘﻴﺮﻫﻨﺶ ﺭﺍ
ﺍﺻﻼً ﺑﮕﺬﺍﺭﻳﺪ ﺭﻭﻱِ ﺧﺎﻙ ﺑﻤﺎﻧﺪ
ﺯﺷﺖ ﺍﺳﺖ ﺑﻴﺎﺭﻧﺪ ﻏﻼﻣﺎﻥ ﺑﺪﻧﺶ ﺭﺍ
ادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 462"
طبعش بلند است و ظفرهایش بلند است
مرد تقرب ، دردسرهایش بلند است
دنبال خلوت می رود زندان به زندان
رکن عبادت می شود زندان به زندان
جام بلا نوشید و گفت الحمدلله
ادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 461"
صدای تصدای تق‌تق زنجیر و پیرمردی که
میصدای تق‌تق زنجیر و پیرمردی که
میان محبس اهریمنان گرفتار است
اگر چه بسته به غل پا و گردنش دشمن
ولی هنوز هم او حجتی ز دادار است
ادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 460"
زندان گرفته / حتی صدای مرد زندان‌بان گرفته
حتی زنی بد / از ساحتش بوی خوش ایمان گرفته
زنجیر و پابند / از استخوان‌هایش توان و جان گرفته
مثل مدینه / مولای ما انگشت بر دندان گرفته
ادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 459"
کنج زندان غم - بین زنجیر کینه ام
جان به لب آمد و - یاد شهر مدینه ام
بر سرای دلم زده
شعله ی زهر بی حیا
ادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 458"
کاری بجز گریه برای ما نمانده
وقتی به آقا رحم در دنیا نمانده
زندان دل زندان دل زندان سیه چال
ادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 457"
همیان بدوش اگر بشوند آفتاب ها
سرریز میشوند زساغر شراب ها
از خوشه های گندم روی کریمشان
چرخش گرفت باز زنو آسیاب ها
ادامه مطلب
ادامه مطلب "پیامک شهادت امام موسی کاظم (ع) 456"