غضنفر وقت مرگش وصیت می‌کنه که: من خودم سی سال نماز خواندم، نمی‌خواد برام سی سال نماز بخوانید فقط سی سال وضو بگیرید، چون همیشه یادم می‌رفت وضو بگیرم!
679
غضنفر می‌خواست بره کره خورشید، همه بهش می‌گفتند: نرو از گرما جزغاله می‌شی.
غضنفر میگه: نگران نباشید، برنامه ریزی کردم شب برسم! 
680
زن غضنفر میره سونوگرافی، دکتره بهش میگه: خانم بچه‌ات پسره.
زن غضنفر میگه: ازش بپرس اسمش چیه؟ 
681
غضنفر میره پمپ بنزین، باک ماشینشو پر میکنه و میگه چقدر شد؟
مامور جایگاه میگه: 450 تومان.
غضنفر با تعجب میگه: آقا من بیدارم یا خوابم! یه چک بزن توگوشم تا بیدارشم؟
مامور جایگاه میگه: احمق جان، حالت خوب نیست، بجای بنزین گازوئیل زدی! 
682
به غضنفر میگن با صداقت جمله بساز؟
میگه: صدا ... قطع شد! 
683
غضنفر میره بفالی میپرسه:نوشابه خانواده داری؟
مرد صاحب بقالی گفت: آره.
غضنفر میگه به مجردها میفروشی؟؟!!!!!!!!!!
684
غضنفر میره خواستگاری مادر زنش ازش میپرسه :
شما تا به حال ازدواج کرده اید؟
غضنفر میگه:نه به جون دو تا بچه هام!!!
685